محمود كتبى

60

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

المحققين الشيخ ابى عبد اللّه محمد بن خفيف رحمة اللّه عليه ، با مولاناى اعظم سعيد مغفور مولانا سعد الدين كازرونى محدث حكايت كرد كه از يك جنگ « 35 » مرصع كيقباد هفتاد سوار تربيت كردم 44 ديگرها بدين قياس . غرض كه فتحى چنين از مواهب آفريدگار كم ميسر شود . ذكر توجه امير مبارز الدين به شيراز و فتح آن چون اين فتح ميسر شد 45 ، امير مبارز الدين عزيمت شيراز مصمم فرمود و بنابر تربيت لشكر اوغان و جرما و ترتيب مصالح ايشان به جانب گرمسير روان شد . چون به خطهء بم نزول افتاد ، از آثار حضرت رسالت عليه افضل الصلوات و اكمل - التحيات يك تاره موى دست داد و اين را تاريخى است . و اصل اين ، آن بود كه اين تحفه به خاندان مرتضى اعظم سيد شمس الملة و الدين على بمى به تبرك رسيده بود و به كرات امير مبارز الدين اين گوهر گرانمايه را ، به هرچه در حيز امكان آيد ، از زر و جواهر طلب فرموده و مرتضى اعظم سر بدان فرو نمىآورد . گفته‌اى يك سر مويم به جهانى ندهم * يك سر موى ترا هردو جهان نيمه بهاست در اين التماس مدتها گذشته 46 درين ولا مرتضى اعظم مذكور ، حضرت رسالت ( ص ) را به خواب ديد كه به لفظ گهربار دررنثار فرمود كه موى مرا به محمد بن مظفر ده . روز ديگر حقهء آثار را بياورد . امير مبارز الدين به غايت شادمان و اميدوار گشت و ديده را به ديدار آن سعادت و روشنايى ابدى داد . بعد از آن به الحاح و مبالغه ، نفايس اموال و عقار به مرتضى اعظم سعيد عرض كرد و او به هيچ التفات نفرمود رحمة اللّه عليهما . تا به عاقبت حصهء معتبر وقف اولاد مرتضى مذكور كرد و اين زمان آن آثار در دار السيادهء كرمان كه ذكر آن از پيش رفت نهاده است و بىشك هر بلايى كه روى به اين ديار نهاد و حق سبحانه و تعالى آن را به احسن وجوه آخر مىگرداند از يمن و بركت آن است . چون امير مبارز الدين را سعادتى چنين دست داد ، متوجه گرمسير شد و در نواحى ريقان قائم مقامى و ولى عهدى به جلال الدين شاه شجاع تفويض رفت . چون امير شيخ ابو اسحق از اين توجه خبر يافت ، اعيان مملكت را جمع كرد و مشورت فرمود . پادشاه علما و خسرو دانشمندان مولانا عضد الملة و الدين عبد الرحمن -

--> ( 35 ) . جامع : از يك موضع جنگه كيقباد . . . ؟